|
عشق واقعی آدم رگه آدمه اگه بخوای از عشقت بگذری باید رگت رو بزنی
|
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 9:19 توسط محمد و حمیدرضا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یادم باشد: حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را ازار دهد /یادم باشد: که روز و روزگار خوش است وتنها دل من است که دل نیست /یادم باشد: جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دورنگی را با کمتر از صداقت ندهم /یادم باشد: باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم/ یادم باشد: از چشمه درس خروش بگیرم و از اسمان، درس پاک زیستن /یادم باشد: سنگ خیلی تنهاست ، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند /یادم باشد: برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا امده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته/ یادم باشد: هر گاه ارزش زندگی از یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم /یادم باشد: می توان با گوش سپردن به اواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد /یادم باشد: گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز میشود/ یادم باشد: هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم.... و یادمان باشد هیچگاه از راستی نترسیم.
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 8:43 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چشمام تره
بغض گلومو گرفته رفتنت منو میکشه پس همیشه باهام بمون بهم اعتماد کن منو باور کن هر چند ازت دورم ولی عشقم اینو باید بدونی تو مال منی ای کاش ای کاش
می دونی دوری از تو برام خیلی سخته ولی این چیزی رو نمی تونه عوض کنه و در آخر تنها این را می توان گفت
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 14:3 توسط محمد و حمیدرضا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
می دونی من عاشقم و با عشقم در ارتباطم ولی ازش خیلی دورم
همین منو رنج می ده این وبلاگ رو ساختم تا از عشق بنویسیم من دنیا بی وفاست بی وفا میدونی اگه عاشق باشی می فهمی چی می گم می خوام فریاد بزنم و بگم: آخه دنیااینقدر نامرد نباش من رو به اون برسون من بخاطر اون از هر کناه و اشتباهی دوری می کنم. آخه خدا جون چرا عاشق باید اینقدر زجربکشه من می خوامش بد جور اصلآ خدایا تو مگه بنده هاتو دوست نداری پس منو به اون برسون. امشب می خوام تا صبح دعا کنم و بگم یا الله منو به عشقم برسون. عشق من هیچ وقت تنهام نزار هیچ وقت
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 0:8 توسط محمد و حمیدرضا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
....چاقو رگ وسوسه زدن ....
چاقو به دستم،رگ تو دستم،کلی فکر...
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 22:33 توسط محمد و حمیدرضا
|
|
|||||
|
|||||